X
تبلیغات
آنا دیلی

آنا دیلی

زبان و فرهنگ ترکی آذربایجانی

تورک اوغلان

سلام عزیزان . متاسفم از اینکه مدت زیادی بود نتوانسته بودم وبلاگ را به روز کنم . راستش را بخواهید کتاب نگارش « گزیده ضرب المثل های طنز ترکی » مدت هاست تمام شده ولی راستش را بخواهدی برای اینکه این کتاب نرود لای دست کتاب های بازاری مدت هاست که مقاله مفصلی در مورد ماهیت ضرب المثل ها و ارتباط طنز و ضرب المثل می نویسم . از این به بعد هر چند وقت یکبار مقداری از کتاب را در وبلاگ می گذارم و واقعاْ خوشحالم می کنید اگر پیشنهاد و انتقادهایتان را ثبت کنید .

**

ئوکوزون قاشقاسین ، دوگللر

Öküzün qaşqasın döyəllər

گاو پیر را می زنند !

 دیه بر عاقله است (*)

(* )کو ادب از  بهر مظلومی کند       نه برای عِرض و خشم و دخل خَـود

چون برای حق و روز آجله است        گر  خطایی شد دیت بر  عاقله است

***

ئوز  الیمدی ئوز یخه م

Öz əlimdi öz yaxam

دست خودم است و یقه خودم !

خودم کردم که لعنت بر خودم باد / از ماست که بر ماست

***

ئوز چورکوی اوزگه سفره سیندا یئمه

Öz çorəküvi özgə süfrasında yemə

نان خود را سر سفره دیگران نخور

بخور نان خود بر سر خوان خویش

***

ئوز داشی ئوز قابیرقاسی

Öz daşı öz qabırqası

سنگ خودش ، دنده خودش

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

***

ئوز  سوزوی اِئشید ، اوزگه سوزون دانیشاندا

Öz sözüvi eşid özgə sozün danişanda

موقع غیبت کردن پشت دیگران ، حرف خودت را بشنو

بد خودت را کجا شنیدی ؟ آنجا که بد مردمان را

***

ئوز آتووین نوخداسیندان یاپیش

Öz atuvın noxtasından yapış

افسار اسبت را محکم بگیر !

کلاهت را سفت بگیر باد نبرد

***

ئوز بارماغی دَییب ئوز گوزینه

Öz barmaqı dəyib öz gözinə

انگشت خودش رفته تو چشمش !

شستش رفته توی چشمش

***

ئوز باشین باغلیانمیر ، طویدا گلین باشین قجری باغلیر !

Öz başın bağlıyanmır toyda gəlin başın qəcəri bağlıyır

موی خودش را نمی تواند ببندد ، توی عروسی می خواهد سر عروس را قجری ببندد

تو اگر بیل زن بودی ، باغچه خانه خودتان را بیل می زدی !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 13:4  توسط عبدالله مقدمی  | 

سلام بر عزیزان

سلام . باور کنید من خودم از تاخیر چندین ماهه در به روز رسانی وبلاگ ناراحتم ولی چاره ای دیگر نبود . اما :

۱- گزیده « ضرب المثل های طنز ترکی » با معدل یابی مثل های فارسی و مقدمه استاد منوچهر احترامی تقریباْ تمام شده است و قرار است به چاه ویل ارشاد برود و ... باز هم توکل به خدا

۲- جمع آوری فرهنگ جامع مثلهای ترکی همچنان ادامه دارد ٬ باور کنید هر چه جمع می کنم باز هم مثل هایی می شنوم و می بینم که تا به حال نشنیده ام . به هر حال قصدم عجله کردن نیست و خلاصه « نهضت ادامه دارد !!!»

۳- درباره رسم الخط لغات ترکی باید عرض کنم که متاسفانه به لحاظ نبود برخی صداهای ترکی در رسم الخط عربی و همچنین نبود فرهنگ مدون و مرجعی برای لغات ترکی ٬ متاسفانه هر کسی به شیوه ای به نوشتن این لغات اهتمام ورزیده است . باور کنید من چهار فرهنگ لغت مختلف ترکی بزرگ دارم که هر کدام لغتی را به شکلی نوشته اند و این ایراد بزرگی است که باید رفع شود .

۴ - کار بدون اشتباه و غلط نیست و بسیار خوشحال می شوم که راهنماییم کنید .

۶- از دوستانم که ضرب المثل می نویسند ممنونم و پاسخ پورچیستا را در کامنت های قبلی موجه یافتم . ضرب المثل یعنی فرهنگ مردم کوچه وبازار و در نهایت : خرده پایان ! اما چه خوب است پوسته برخی عبارات و کلمات زشت را بکنیم و مغز زیبای آن جملات را ببینیم . چه اگر قرار بود کتاب مودب کتاب خوب باشد ٬ هیچ وقت مثنوی معنوی نداشتیم . در ضمن در فارسی هم مثل هایی که دارای عبارت دور از شان جامعه اتو کشیده باشد داریم و باید داشته باشیم !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:12  توسط عبدالله مقدمی  | 

من زنده ام ! فعلا می توانم همین را بگویم و اینکه خدا را شکر حرفم یادم نرفته و همچنان به دنبال ضرب المثل های ترکی هستم . در طول این مدت عزیزان و دوستان کمکهای زیادی به بنده کردند که ازایشان تشکر می کنم . گر چه به نظر برخی عزیزان دیگر این کار « دزدی » محسوب می شود !!!

من از توهینی که به دوست عزیزم پوروچیستا شد ، عذر می خواهم و امیدوارم کسی که این تهمت را به بنده و دوستانم زده ، به این امر توجه داشته باشد که گردآوری مجموه پراکنده ادبیات شفاهی یک ملت شاید اگر از آفریدن یک اثر سخت تر نباشد ، قطعا آسانتر نیست !

 گواه این مطلب زندگی بزرگانی چون علامه دهخدا و دکتر محمد معین است . البته بنده هیچ گاه ادعای هم سنگ بودن با این بزرگان را نداشته و ندارم ولی بسیار علاقمندم که در حد توان خودم خدمتی به ادبیات فولکولوریک سرزمین مادری خودم بنمایم . شاید ( و مطمئنا ) نمی دانید که این بنده خدا تحت چه مشقات و بلایایی در حال این کار است . همانطور که بنده از زندگی شما بی خبرم . بی خبرم از اینکه شما جوانی دانشجو با فراغ بال زیاد هستید یا پیرمردی ... بگذریم .

به هر حال باید با خوشوقتی زیاد اعلام کنم که بحمدالله مقدار فراوانی از ضرب المثلها جمع آوری شده است . ان شاءالله این روند ادامه خواهد داشت ولی بعد از این بنده مشغول ترجمه ، نظیره یابی و مرتب کردن این ضرب المثل ها خواهم شد .

در ضمن گلچینی از ضرب المثل های طنز ترکی را زودتر از کل کار در حال اتمام دارم که به خواست خدا امسال چاپ خواهد شد .

باز هم منتظر راهنمایی ها و کمکهای شما هستم ...

 

**

این هم چند تا ضرب المثل طنز ترکی

 

آجینان یاتیب گونورتادا دوروب .

از زور گرسنگی شب می خوابد و بعد از ظهر بیدار می شود .

 

جهننمه گئدن اؤزونه يولداش آختارار

مسافرجهنم ، دنبال رفیق می گردد .

 

دوز يولدا يئري ينمير، شوخوملوخدا شيللاق آتير

راه صاف را نمی تواند برود ، توی زمین شخم خورده شلنگ تخته می اندازد !

 

سن آقا ، من آقا ، ئينكلري كيم ساغا؟

تو آقا ، من آقا ، راستی !گاوها را کی بدوشد ؟!

 

ئوزینه سیچیر ، منه گوز بره لدیر .

برای خودش می ریند ، برای من چشم می دراند !

 

ائششگه گوٍجوٍ چاتميًر , پالانئ تاپدالاييًر .

زورش به خر نمی رسد ، پالانش را کتک می زند !

 

اروس قاشقینان انگلیس پخی ییری !!

با قاشق روس ، گوه انگلیسی می خورد !

 

اوستورانين قاباغيندا سيچماسان ، دئير گوتي يوخدور .

اگر جلوی گوزو نرینی ، فکر می کند که کون نداری !

 

اوغری ائو صاحاب اولماز ، ائو صاحابین ائوین ییخار !

دزد صاحب زندگی نمی شود ، صاحبخانه را از زندگی می اندازد !

 

آت آتینان ساواشاندا ، آرادا ائششه کین قیچی سینار !

اسب با اسب که بجنگد ، آن وسط پای خر بیچاره می شکند !

 

دولتلی پول چیخاردار ، کاسیب اوتیرار پوللارین سایار !

ثروتنمد پول در می آورد ، فقیر می نشیند پولهای او را حساب می کند !

 

کاسیب پول تاپسا یئر تاپماز !

آدم فقیر اگر پول هم پیدا کند ، جا پیدا نمی کند !

 

گوزل آقا چوخ گوزلیدی ، وردی بیر چیچک ده چیخاردی

آقا خوشگل ، خیلی خوشگل بود ، زد و آبله هم در آورد !

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 21:23  توسط عبدالله مقدمی  | 

ممنون !

 

 از « پوروچیستا » عزیز بابت کمک زیادی که به بنده کردند ، بسیار تشکر می کنم . از این عزیز ایمیل یا آدرس وب ندارم ولی به هر حال از ایشان و دوستان دیگر تشکر فراوان دارم . باز هم منتظر یاری دوستان عزیز هستم .

همین طور پیشنهاد تبادل لینک با همه ی دوستان ترک زبان دارم . متذکر می شوم که اگر لطف کردید و خواستید که لینک بدهید ، اولا حتما به بنده اطلاع بدهید ، ثانیا این عبارت را بنگارید : « آنا دیلی ، جمع آوری کامل ضرب المثل های ترکی »

راستی این را هم بگویم که تا حالا حدود 7 هزار مثل ثبت شده و حداقل 5 هزار ضرب المثل جمع شده ولی ثبت نشده جمع نموده ام . مطمئنا این راه راهی طولانی و طاقت فرساست . یاری و پشت گرمی شما هم زپانان ان شاءالله ما را به سر منزل مقصود خواهد رساند .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 22:54  توسط عبدالله مقدمی  | 

چند ضرب المثل ترکی درباره خداوند !

الله ايكي قاپازي ، بير باشا وير ماز

خدا یک سرکوفت را به یک سر نمی زند .

الله باغليان قاپوني ، هئچ كيم آچامماز.

دری که خدا ببندد را هیچ کس نمی گشاید .

الله بي گوزي او گوزه محتاج اله مه سين.

خداوند این چشم را به آن چشم محتاج نکند.

الله بيلدي گاميش نه حيواندير ، اونا قانات وئرمه دي ، هر داما دوشسئدي ، ياتيراردي.

خدا گاومیش را شناخت بهش بال نداد. روی هر بامی که می نشست فرو می نشست.

الله چوره ك وئره نده ، آغيز وئرمز.

خدا هم وقتی نان می دهد ، دهان نمی دهد .

الله داغينا باخار قار وئره ر.

خداوند به کوه اش نگاه می کند و برفش می دهد.

الله شنبه ني جهوده قسمت ائله سين.

خدا شنبه را به جهود قسمت کند.

الله گئج دوتار ، برك دوتار .

خدا دیر می گیرد ولی سخت می گیرد.

 

***

جان مادرتان ! اگر ضرب المثل ترکی بلدید٬ بنویسید.ثواب دارد !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 23:41  توسط عبدالله مقدمی  | 

چند ضرب المثل تركي درباره زنان

 « آنا دیلی »  ٬ وبلاگ جدیدی است که سعی در جمع آوری ضرب المثل به زبان ترکی آذربایجانی دارد . ای همشهریان ! ای همزبانان ! ای مرتبطان با منابع موضوع فوق ! ای دوست داران زبان و ادبیات ترکی ! ای عزیزان دل ! و ای ...

ای بابا ! کمک کنید دیگر ! چه می دانم چطوری . معرفی کتاب٬ قرض دادن کتاب ٬ نوشتن ضرب المثلهایی که بلدید ( با ذکر منطقه  استفاده کننده ) ٬ معرفی سایت و ...

پس :

قارداشلار ! باجیلار ! آنا دیلی ئوزه باش ویروز !!

***

بیری آروادونون اولومون دن ، قورخور بالدوزو یئرینده اولمویا

طرف به جاي اينكه از مرگ زنش نگران باشد ، دلواپس مرگ خواهر زنش است !

 

پنیری دری ساخلار آروادو اری

پنير را خيك ( توبره ) نگه مي دارد و زن را شوهر .

 

تنبل آروادون قیزی زرنگ اولور

زن تنبل ، دختر زرنگ خواهد داشت .

 

قونشو آروادو آدامون گوزونه قیز گلیر تویوغو دا غاز گلیر

زن همسايه به چشم آدم ، دختر مي آيد و مرغش هم غاز !

 

ائوده آرواد ايكي اولسا ، ائو سوپورمميش قالار

خانه اي كه دو تا زن داشته باشد ، هميشه بي جارو مي ماند .

 

ايكي آروادي كيشي مسجده ياتار

مرد دو زنه ، توي مسجد مي خوابد .

 

آروادلار هاميسي آغ پارلاق ، دليسيني سئچمك اولماز ، قارقا هاميسي قاپ قارا ،‌قاري سيني سئچمك اولماز

همه زنها سفيد و براقند ، ديوانه شان را نمي تواني تشخيص بدهي ، همه كلاغها سياهند ، پيرشان را نمي تواني تشخيص بدهي .

 

آروادي گوزل ، آتي يورغا ايله يولداش اولما

با آدمي كه زن خوشگل واسب تيزرو دارد ، همراه مشو !

 

آروادين شريك لي اولسون ، مالين شريك لي اولماسون

زنت شريكي باشد ولي مالت نه !

 

آروادين گوچگين آل ، ايشليك چيختدي بختووه

زن خوشگل بگير ،‌اگر كاري هم در آمد خوش به حالت !

 

آروادين يالاغي سمني قويار ، كيشنين يالاغي باققال دوكاني آچار

زن شكمو سمنو مي پزد ، مرد شكمو دكان بقالي مي زند .

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 13:20  توسط عبدالله مقدمی  | 

ادبيات فولكولوريك از باارزش ترين مخازن فرهنگي يك قوم محسوب مي شود . زبان تركي نيز به عنوان يكي از قديمي ترين و با ريشه ترين زبانهاي جهان گنجينه اي از مثلها و متلها و داستانها و حكايتها را در دل خود دارد . اين گنجينه ساليان دراز به صورت سينه به سينه توسط پدران ما حفظ شده است . ميراثي از باكو تا تبريز ، حتي فاجعه اي مثل جدايي بخشي از پيكره ي وطن نيز نتوانست دلهاي ما همشهريان  و همزبانان را از هم جدا سازد .

حالا وظيفه ي همه ي ماست تا هر كداممان به قدر وسع خويش در حفظ و نگهداري اين گنجينه ي عظيم تلاش كنيم .

چند سال پيش اين فكر در ذهنم جرقه زد كه چرا ادبيات آذربايجان نبايد كتابي چون « امثال و حكم »‌داشته باشد و چرا بايد مجموعه ضرب المثلها ،‌حكايتها و متلهاي ما چنين پاره پاره ثبت شده يا اصلا ثبت نشده باشد . اين شد كه عزم را جزم كردم براي كاري بزرگ كه اگر چه به اين پيكر لاغر من سنگين و ثقيل بيايد .

باري ، شروع به جمع آوري مجموعه ضرب المثلهاي تركي آذربايجاني ( در حال حاضر آذربايجان ايران و ان شاء ا... در قدم بعدي جمهوري آذربايجان )‌نمودم . آن روزها دسترسي به اينترنت نداشتم و امروز خدا را شكر مي گويم كه مي توانم با تكيه به اين تكنولوژي از همه ي شما دوستان هم زبان كمك بگيرم .

اولش مي خواستم اين وبلاگ را به زبان تركي بنويسم . چرا ننوشتم ؟ عرض مي كنم ...

با خود گفتم شايد اگر از زبان مادري براي نوشتن استفاده كنم ، از كمكهاي احتمالي كساني كه خود با زبان تركي آشنا نيستند وليكن بواسطه ي دسترسي به منابع و اشخاص مي توانند به اين كار ياري رسانند ، محروم بمانم .

باري ، منتظر نظرات همه شما خوبانم . و صد البته منتظر كمكهاي شما (‌معرفي منابع ،‌نوشتن ضرب المثلهايي كه به آنها دسترسي داريد و ... )

تا بعد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 18:19  توسط عبدالله مقدمی  |